علت افسردگی بزرگ چیست؟ (قسمت 3)

تو اینجایی:
<بازگشت

آمریکایی ها به زندان بدهکار سالیانه محکوم می شوند. همانطور که در آموختیم قسمت 1 و قسمت 2 از این سری "چه چیزی باعث رکود بزرگ شد؟"، انسان های خاص در کنگره آمریکا، کاخ سفید و فدرال رزرو ساخته شده انتخاب های آگاهانه برای محکوم کردن مردم آمریکا به زندان بدهکار برای پرداختن به یک جنگ خارجی که تهدید آماری قابل توجهی برای اقتصاد ایالات متحده نداشته باشد. با تخلیه تقریبا 500 میلیارد دلار (در 2016 USD) به اصطلاح اوراق قرضه آزادی در سالهای 1917 تا 1919 به اقتصاد ایالات متحده تبدیل شد، مرحله ای که برای نسل های جنگ با سوخت بدهی و ماجراهای تغییر رژیم مخفی ایجاد شد. در این بخش 3، ما بر روی مهم ترین سیاست های دولت ایالات متحده در زمینه سیاست های پولی و اقتصادی بعد از جنگ جهانی دوم تمرکز می کنیم که به دنبال تمام زندگی و ثروت از اقتصاد ایالات متحده تا به امروز است.

ظهور سیاست پولی به عنوان یک سياست گذاري ابزار. بین سال 1913 قانون فدرال رزرو و ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول در سال 1917، بانک های بزرگ و گروه های خاص شرکت های متقابل سیاستمداران حرفه ای در وزارت خزانه داری ایالات متحده و بانک فدرال را متقاعد ساختند که ابزار جدید "سیاست پولی" به آزادی دولت فدرال از استاندارد طلا. در این مورد، "آزادی" به این معنی است که آنها می توانند نرخ های بهره را کنترل کنند، به شدت کنترل قیمت و مقدار بدهی، کار و تمام کالاها و خدمات دیگر مورد نیاز برای سوختگیری ماشین جنگی را کنترل کنند. با توجه به این گروه های علاقه خاص، وکلا و بانکداران خود، جادوی سیاست پولی به عنوان معروف اعلام شده توسط رئیس جمهور ویلسون، ایالات متحده را "برای پیروزی در جنگ برای پایان دادن به جنگ ها" آسان تر می کند. (آیا شما فکر می کنید که سودآوری بالا که بانک ها از فروش همه این بدهی ها به یک کشور متقاعد کننده لذت می برد صرفا یک تصادف است؟)

دستکاری نرخ بهره، درد را تداوم می بخشد. مدیریت و نگهداری نرخ بهره به طور مداوم و مصنوعی، دولت فدرال و بانک های بزرگ خرده فروشی را قادر می سازد تا به راحتی بدهی ها (به ویژه اوراق قرضه آزادی) را در سراسر اقتصاد جهانی آسان تر کند. این سیاست بانکداری فدرال پیش از سال 1929 برای سیاستگذاری پولی بود که موجب حباب بدهی شد که موجب سقوط بازار سهام 1929 شد. پس از آنکه بحران در حال انجام است، دولت روزولت با افزایش نرخ تخفیف فدرال از 3.5٪ در سال 1928 به 6٪ فقط یک سال بعد. با توجه به این که نرخ تخفیف نرخ بهره است که بانک ها برای پولی که از سوی صندوق فدرال قرض می گیرند پرداخت می کنند و این نرخ نرخ بهره را تعیین می کند که هر کس دیگر در کل اقتصاد ایالات متحده را پرداخت می کند، این رویداد تا حد زیادی موجب بروز تقریبا هر شرکت و هر مرد، زن و کودک در آمریکا.

افزایش نرخ بهره ناگهانی و شدید باعث شده است که بازارهای سرمایه به انبار و خشک شدن برسند. اگر بانک فدرال از بازی دستکاری نرخ بهره تا سال 1929 خارج شود، نیازی به تصحیح اشتباهات سیاست پولی قبلی خود نیست، زیرا بازار آزاد و منصفانه، به تعبیری، به طور صحیح قیمت خود را از زمانی که از تحریفات دولت و نفوذ فاسد گروه های منافع خاص انحصارطلب و متشکل از دولت. نرخ تخفیف فدرال قطعا نیاز به افزایش از مصنوعی کم 3.5٪ نرخ در سال 1928 به نرخ مبتنی بر بازار طبیعی است؛ با این حال، پس از بحران در حال حاضر در حال انجام است، افزایش نرخ بهره به طرز شدید، به طور ناگهانی فشار اقتصاد را به تطبیق با استاندارد استاندارد طلا دوباره تلاش، به شدت محدود کردن عرضه پول بلافاصله پس از یک حزب 15 ساله بدهی. . . . تمام این اقدامات بی شک رشد زندگی را از بازارهای سرمایه ایالات متحده بسیار سریع بهم زد. این باعث شد که اعتبار و سرمایه در سراسر اقتصاد جهانی در دقیقا زمان اشتباه خشک شود.

نابودی بانک های محلی، افزایش حجم بانک های بزرگ را افزایش داد و سیستم بانکی را نابود کرد. قانون فدرال رزرو سال 1913 نیاز به بانک های کم جامعه ای داشت نزدیک به دو برابر ذخایر سرمایه (به عنوان یک درصد کل سپرده) به عنوان بانک های بزرگ. این الزام آور باعث شد که بانک های کوچک برای رقابت با بانک های بزرگ، که بزرگترین بانک ها را قادر به قرض دادن پول با هزینه بسیار پایین تر می کردند، غیر ممکن بود. با توجه به این که نویسندگان قانون فدرال رزرو شامل JP Morgan، Nelson Aldridge، Paul Warburg و Benjamin Strong بودند که همه آنها سهامداران بزرگ و متحدین قوی از بزرگترین بانک ها بودند، جای تعجب نیست که قانون فدرال رزرو تقویت تسلط بزرگترین بانک ها در هزینه بانک های جامعه. این به طور قابل توجهی موجب فروپاشی تقریبا 50 درصد از تمام بانک های ایالات متحده از اوج حدود 30،000 بانک در سال 1921 تا کمتر از 15،000 بانک در سال 1933 شد. نمودار زیر نشان دهنده نرخ خسارت بسیار بالا در این دوره است.

شکست های بانک 1921-2015

شکست های بانک های ایالات متحده - رکود بزرگ تا کنون (منبع داده: شرکت بیمه سپرده صندوق)

موجودی بیش از حد و ظرفیت. بیش از حد سرمایه گذاری عظیم در ظرفیت موجودی و تولید در اقتصاد پس از جنگ جهانی دوم، نتیجه ی اجتناب ناپذیری بود که بانک ها توانستند با نرخ بهره بسیار کم و تسهیلات بسیار قدرتمند کار کنند. این بانک ها را قادر می سازد تا وام های بیش از حد زیادی را به وام گیرندگان در سراسر اقتصاد جهانی با نرخ خطر پایین نسبت به وام به ارزش بدهند. سپس در سال 1930، قانون تعرفه اسموت-هاولی بر مبنای سیاست، باعث شد که صادرات ایالات متحده تقریبا به طور کامل تبخیر شود، که نشان دهنده بیش از 70٪ از تولید ناخالص داخلی آمریکا پیش از سال 1929. اقیانوس در سراسر کشور از بدهی های نامناسب و تحمل در هر نوع عرضه، پیامد قابل پیش بینی بود که باعث شد فشار بیشتر بر قیمت همه چیز افزوده شود.

سیاست کار بی ثمر هر دو رئیس جمهور هوور و روزولت خودسرانه میزان دستمزد کار ثابت را بیش از حد بالا گذاشتند، که هدف آن ایجاد یک نشانگر سیاسی محرمانه از حمایت آنها از کارگران آمریکایی بود. انباشت نرخ دستمزد به اقتصاد مخرب بود چرا که هرگاه قیمت هر محصول یا خدمتی به اندازه کافی انعطاف ناپذیر برای تنظیم نیروهای تقاضا و تقاضای واقعی در بازار باشد، بازارها تحریف می شوند؛ و اگر قیمت نمی تواند سقوط کند، کمتر از آن مصرف خواهد شد. همانطور که تقاضا برای تمام کالاها و خدمات در سراسر جهان در حال سقوط است، شرکت ها نمی توانند قیمت هایی را که برای کار پرداخت می کنند کاهش دهند. بنابراین طبیعتا آنها مردم را استخدام کردند. این به طرز چشمگیری باعث افزایش نرخ بیکاری شد و میزان درآمد و سرمایه انتخابی در سراسر اقتصاد را کاهش داد و تقاضا برای همه چیز را کاهش داد. این تغییر آنچه که بایستی یک فرایند تخریب بدهی موقت و طبیعی به یک رکود بزرگ ده ساله ناشی از سیاست دولت بود.

انحلال سریع بدهی. همانطور که قیمت کالاها و خدمات کاهش یافت، شرکت ها و افراد مجبور به پرداخت بدهی و موجودی بیشتر و بیشتر در قیمت های ارزان قیمت شدند تا تعهدات خسته کننده خود را پرداخت کنند. این باعث شد که هزاران شرکت و افراد به ورشکستگی برسند چرا که قیمت ها به طوری کم بود که نمی توانستند پول کافی برای بازپرداخت بدهی های خود بگیرند. و از زمانی که بانک هایی که همه این وام های سمی را پرداخت می کردند، پول خود را دریافت نکردند، بیش از 9000 بانک در دهه 1930 ورشکست شدند، دقیقا چه اتفاقی می افتد هنگامی که آنها بی پروا عمل می کنند و وام های پولی را با نرخ بهره مصنوعی پایین، به موسسات مالی دولتی و خصوصی.

مصنوعی "اسپیرال مرگ مرگبار". از آنجا که بیمه FDIC تا زمان تأسیس قانون بانکداری در سال 1933 وجود نداشت، به طور طبیعی بانکهای مکرر و خرابکارانه به این نتیجه رسیدند که مشتریان پول خود را از دست دادند؛ زیرا آنها ترسیدند و اگر بانک هایشان سقوط کنند، آن را از دست می دهند. این پول را از سیستم بانکی حذف کرد، که بیشتر فشارهای پیشرونده را در سراسر اقتصاد تشدید می کرد و "مرگ مارپیچی مرگ و میر" که ناامید کننده بود، بعضی اوقات در رسانه ها می شنید. اما این بود نه تخریب طبیعی؛ این امر منجر به تخریب مصنوعی به طور مستقیم ناشی از مقامات فدرال بی عدالتی بود که سیاست های اقتصادی ناقص را اجرا می کردند. همانطور که قبلا در مورد آن آموختیم اسطوره مرگ و میر ناشی از اسپیرالتخریب طبیعی باعث ایجاد "مارپیچهای مرگ" می شود.

اولین موج اتوماسیون صنعتی افزایش نرخ بیکاری را افزایش داد. همانطور که سقوط بازار بورس سهام 1929 ایالات متحده را تکان داد، اقتصاد ایالات متحده هنوز تحت موج اول اتوماسیون قرار داشت. الکتریکی کردن زیرساخت های ایالات متحده، خطوط مونتاژ مکانیکی و تجهیزات کشاورزی فراگیر بسیاری از هزاران کارگر را جابجا کرد، اما سایر صنایع جدید هنوز به اندازه کافی بزرگ نبودند تا بتوانند آنها را جذب کنند. این تنها یک شرایط کوتاهمدت 12 تا 24 ماهه بود که براساس تقارن نیروی کار معمول و دوره های عرضه و تقاضا بود، اما کنترل های قیمت نیروی کار کوتاه مدت که توسط سیاستمداران حرفه ای ایالات متحده انجام می شد، موجب افزایش درد در بازار کار برای میلیون ها نفر شد آمریکایی ها برای خیلی طولانی تر از ضروری است.

تعرفه های تجارت بین المللی کوتاه مدت. قانون تعرفه اسوگو-هاولی در سال 1930 برای جلوگیری از بیش از 20،000 محصول وارداتی شد، چرا که سیاستمداران در طول مبارزات انتخاباتی می خواستند یک نمایش تئاتر از حمایت خود از شرکت های آمریکایی ایجاد کنند. مقامات ارشد آمریکایی به مردم آمریکا گفتند که تعرفه از آنها محافظت خواهد کرد. با این حال، حداقل 1000 اقتصاددان به صراحت به کنگره آمریکا هشدار دادند که تعرفه منجر به فاجعه خواهد شد، اما سیاستمداران حرفه ای در کنترل سیاست تجارت بین المللی ایالات متحده به وضوح بیشتر نگران قرار دادن یک نمایش تئاتر برای رسیدن به یک افزایش محبوبیت سیاسی کوتاه مدت هستند. آنها علاقه ای به گوش دادن به واقعیت ها، منطق یا هشدارهای شدید از پیامدهای درازمدت چنین سیاست تجاری کوتاه مدت نداشتند. نتیجه قابل پیش بینی: یک جنگ تعرفه بین المللی برقرار شد و تجارت بین الملل به توقف متوقف شد، بیشتر ادامه رکود بزرگ و گسترش درد به کشورهای دیگر.

گمانه زنی بازار سهام. گمانه زنی بازار سهام که منجر به رکود بزرگ شد، صرفا یک محصول جانبی از تمام تصمیمات سیاست گذاری ناخوشایند سیاسی است که در طول این سری سه بخش توضیح داده شده است. بین سال های 1927 تا 1929، بانک ها پول هنگفتی را به عنوان قاره های آمریکای شمالی و اروپایی مصرف می کردند؛ در نتیجه، سود وام های بالای بهره وری خود را از دست دادند. این به این معنی بود که بانک ها هیچ جایگاه قابل توجهی برای قرار دادن همه ی آنها نداشتند پول پونزی این هنوز در اطراف سیستم بانکی بود. در این مرحله، موسسات بزرگ و مهمترین مشتریان خود، از پولهای اضافی خود استفاده کردند تا بتوانند تجارت سوداگری خود را در بازار سهام تامین کنند. پیش بینی می شود که این موجب حباب بازار سهام شد که ناگزیر در سال 1929 افتاد.

تقریبا تمام مشکلات انسانی که قابل پیش بینی هستند قابل پیشگیری هستند. همه چیزهایی که من در این سری سه بخش توضیح دادم کاملا قابل پیش بینی بود برای هر کس که دارای غیر حزبی، غیر انحصاری چشم انداز سیستم های سیاسی و بانکی ایالات متحده. تقریبا هر مشکلی که توسط سیستم های انسان ساخته شده قابل پیش بینی است همچنین قابل پیشگیری است. بنابراین، هر مشکلی که به رکود بزرگ کمک کرد، قابل پیش بینی و قابل پیشگیری بود.

بحران سال 2008 یک پیش نمایش از آینده بود افسردگی بزرگبیش از حد بدهی ها، نرخ بهره مصنوعی پایین، تنظیم غیرمستقیم فعالیت های معاملات ضمانت ناپذیر، و نسبت ریسک پذیری سرمایه بانک ها به دلیل رکود بزرگ ریشه بوده است. به طور تصادفی، مسائل مشابهی دقیقا همان چیزی بود که بحران مالی سال 2008 را ایجاد کرد. با توجه به تاثیرات مداوم و مخرب سیاسی و اقتصادی سمی ابرجای تعجب نیست که حتی پس از همه تئاتر سیاسی قانون داود-فرانک، امروزه بزرگترین بانک های بزرگ آمریکا که بزرگ به شکست هستند، حتی بزرگتر هستند، میزان بدهی های خصوصی و دولتی در کل اقتصاد ایالات متحده بسیار دور است بیشترین میزان مشارکت نیروی کار در مقیاس های تاریخی است، هر ساله شرکت های بیشتری از بین می روند تا اینکه هر ساله آنها ایجاد شوند و کیفیت زندگی برای 99 درصد آمریکایی ها به طور مداوم برای حداقل 15 سال سقوط داشته است. بدون شک وجود دارد که یکی دیگر از بحران اقتصادی بزرگ است که موضوع مقاله آینده است.

بازگشت به قسمت 1 یا قسمت 2 از سری، "چه چیزی باعث رکود بزرگ؟"


آیا این مقاله را پسندیدید؟


جینی کارهای بسیار مهمی را انجام می دهد که هیچ سازمان دیگری مایل یا قادر به انجام آن نیست. لطفاً با پیوستن به خبرنامه جینی در زیر ، از ما حمایت کنید تا از اخبار و رویدادهای مهم جینی مطلع شوید و دنبال کنید جینی در توییتر.