پیمان ورسای و ناراضیان آن

تو اینجایی:
<بازگشت

خصومت های میان آلمان و قدرت های متحد در جنگ جهانی اول به طور رسمی با امضای فرماندهی در 18 نوامبر 1918 به پایان رسید. پس از آن، معاهده ورسای که در 28 ژوئن 1919 در کنفرانس صلح پاریس اعدام شد، اولین از چندین معاهدات بین المللی و موافقت نامه های بین المللی پس از جنگ جهانی اول. با این حال، این معاهده به شدت مجازات توسط بسیاری از آلمانی ها که احساس می کردند که آنها توسط "رهبران" خود را "پشت سر گذاشته" (Lyons 2016، 34) در میان مهم ترین شرایط و ضوابط معاهده:

  • فرانسه سرزمین های السالس و لورن را به دست آورد.
  • سرزمین راینلند به مدت 15 سال توسط متحدان اشغال شده بود و بعد از آن بمباران شد.
  • مستعمرات آلمان در آسیا و آفریقا به انگلیس، فرانسه و ژاپن تحویل داده شدند.
  • ارتش آلمان نمی توانست 100000 سرباز را تجاوز کند
  • بدون تانک یا توپخانه سنگین.
  • نیروی دریایی آلمان می تواند تنها 6 کشتی جنگی و بدون زیردریایی را مستقر کند
  • آلمان نمیتواند نیروی هوایی نظامی را مستقر کند.
  • آلمان 5 میلیارد دلار نقدی بلافاصله پرداخت می کند، 33 میلیارد دلار (تقریبا 500 میلیارد دلار در سال 2017).
  • ماده ی "گناه جنگ" (ماده 231) به طور ضمنی از قدرت مرکزی (مخصوصا آلمان) برای شروع جنگ متهم است.
  • Anschluss (اتحاد آلمان و اتریش) ممنوع شد.

در کتاب خود پیامدهای اقتصادی صلحجان مینارد کینز به روشنی جنگ جهانی دوم را پیش بینی کرد که بر اساس مشاهدات خود از شرکت کنندگان کوتاه مدت در کنفرانس صلح پاریس. او از نزدیک بودن کلمنتاو، نخست وزیر فرانسه، تردید کرد و از ناتوانی کلمنسو ناراحت شد تا نشان دهد که چگونه هزینه اقتصادی وحشتناکی که در آلمان قرار داده بود، ناگزیر منجر به یک درگیری شدید در آینده خواهد شد.

یکی از مؤثرترین و بحث برانگیزترین مؤلفههای معاهده در ماده 231 تعریف شده بود که آلمان را مجبور به "پذیرش مسئولیت آلمان و متحدانش برای ایجاد همهی ضرر و زیانها" در طول جنگ جهانی اول (نایبرگ 2017) "گناه گناه"، ماده 231، صرفا نشان دهنده پذیرش تحقیر آمیز گناه نیست؛ این کشور همچنین آلمان را مجبور به اعطای امتیازات ارضی و پرداختن نجومی به بازپرداخت جنگ بزرگ به قدرت های متحد بر اساس فرمول های مالی که بسیار ذهنی و اعتراض آمیز به اکثر آلمانی ها بود.

به رغم بار سنگین این مقررات، فرانسوی مارشال فردیناند فوچ به عنوان قرارداد ورسای در نظر گرفت خیلی لاغر هنگامی که او گفت، "این صلح نیست. این فرماندهی بیست سال است. "(Henig 2015) پیش بینی فاچ ثابت کرد که دقیق است، اما به طرز جادویی، او به نظر نمی رسد اذعان کند که خواسته های اقتصادی غیر واقعی فرانسه، عامل اصلی ایجاد ساختار نظامی پس از جنگ جهانی دوم بود. در واقع، مهم نیست که چه تعداد مجازات فرانسه می تواند تحمیل کند، آلمان هنوز هم کوتاه می شود، زیرا خواسته های فرانسه از قوانین اقتصاد و فیزیک است. بنابراین، برای بسیاری از ناظران در طول و پس از کنفرانس صلح پاریس، رویکرد انتقاد پذیرفته شده توسط فرانسوی، علت واضح 20 سال جنگ جهانی دوم بود.

نتیجه تلخ شیرین کنفرانس صلح پاریس، مشاور و دوستدار ویلیس، ادوارد ماندل خان، رئیس جمهور آمریکا را در روزنامه خود در تاریخ 29 ژوئن 1919 نوشت:

من بعد از هشت ماه سرنوشت ساز پاریس با احساسات متضاد می روم. با نگاهی به کنفرانس گذشته نگاهی می اندازیم، هنوز برای تصدیق و هنوز پشیمان شده است. آسان است که بگویم چه باید کرد، اما مشکل پیدا کردن راهی برای انجام آن است. به کسانی که می گویند معاهده بد است و نباید هرگز ساخته شود و منجر به دخالت اروپا در مشكلات بی حد و حصر در اجرای آن شود، احساس می كنم كه آن را پذیرفته ام. اما من همچنین می توانم پاسخ بدهم که امپراتوری نمی تواند خراب شود، و دولت های جدید، بدون هیچ گونه اختلال بر روی ویرانه هایشان بالا می روند. ایجاد مرزهای جدید برای ایجاد مشکلات جدید است. . . . در حالی که من باید صلح دیگری را ترجیح دادم، من بسیار شک می کنم که آیا این امکان پذیر شد، چراکه مواد لازم برای چنین صلحی که من در پاریس ندارم نبود. (مجله های 1912-1912)

معاهده ورسای هیچ کس راضی نکرد و باعث شد که نارضایتی عمیق بین شرکت کنندگان در کنفرانس صلح برقرار شود. پیش بینی می شود تورم بیش از حد در دهه 1920 به آلمان ضربه زد. و زمانی که هیتلر در سال 1932 به قدرت رسید، رکود جهانی در سراسر جهان منجر به کاهش شدید شد. این هشدارهای اجتماعی و اقتصادی، جمهوری جدید ویمار آلمان را که به طور عمده برای خنثی کردن نظامی گرایی آلمان در دوران جنگ جهانی دوم ایجاد شده بود، بی ثبات ساخت، اما اثر فاسد رادیکالیزه کردن جمعیت آلمان و راه هیتلر را برای دوباره نظامی آلمان با نازیسم و یکی از بزرگترین نیروهای نظامی که جهان تا به حال دیده است.

بلافاصله پس از کنفرانس صلح پاریس و در طول دوره بین جنگی، شرایط پیمان ورسای به منبع اصلی خشم و تنش سیاسی برای ملی گرایان آلمان تبدیل شد. این منجر به ظهور احزاب شدید راست افراطی، از جمله Nationalsozialistische Deutsche Arbeiterpartei (نام مستعار، حزب نازی). نارضایتی عمیق در طول دوره بین جنگ موجب فشار سیاسی برای شرکت کنندگان کنفرانس صلح برای اصلاح اصالت اصلی پیمان شد. این فشار منجر به مجموعه ای از معاهدات و موافقت نامه های بعدی شد که قصد کاهش بار مالی آلمان و دستیابی به یک فضای سیاسی پایدار را داشت. خلاصه ای از این معاهدات و موافقت نامه ها به شرح زیر است:

  • پیمان Brest Litovsk (1918): روسیه کشور های بالتیک را به آلمان اعطا کرد.
  • معاهده Saint-German-en-Laye (1919): کشور اتریش-مجارستان را رها کرد.
  • پیمان Trianon (1920): چکشلوکیا، یوگسلاوی، و رومانی از مجارستان استخراج شده است.
  • پیمان Rapallo (1922): آلمان و اتحاد جماهیر شوروی ادعاهای ارضی را به یکدیگر متفرق می کنند.
  • پیمان Locarno (1925): مرزهای مداوم اروپای غربی را تأسیس کرد.
  • برنامه داواز (1924): برای خروج نیروهای فرانسوی و بلژیکی از سرزمین روهر غنی از ذغال سنگ، خواستار شد.
  • پیمان کلگو-بریان (1928): جنگ را به عنوان یک ابزار در منازعات مرزی رد کرد.
  • طرح جوان (1929): کاهش مالیات کلی مالی مالیات آلمان را حدود 20 درصد کاهش داده و بانک انکشاف بین المللی را به عنوان یک شخص ثالث مورد اعتماد برای مدیریت بازپرداخت های آلمان تنظیم کرده است.

با وجود همه این معاهدات و توافق نامه ها، هیتلر بارها و بارها با اعمال خدمت نظامی اجباری و بازسازی نیروهای مسلح فراتر از مجازات های معاهده (1935)، بازسازی راینلند (1936) و افزودن اتریش (1938)، از جمله نقض دیگر، بار دیگر آنها را نقض کرد.

بسیاری از سیاستمداران آمریکایی و اروپایی در ابتدا اقدامات ویرانگر هیتلر را به عنوان نسبتا خوشایند تفسیر کردند، زیرا تصور میشد که او با شرایط مادری پیمان ورسای و معاهدات و توافقنامههای بعدی آن موافقت کند. علاوه بر این، پس از ویران شدن جنگ جهانی اول، آنها برای صلح سرسخت شدند. رقابت های استعماری اغلب به منافع رقابت منجر شد؛ رای دهندگان آمریکایی به شدت مقاوم در برابر جنگ خارجی خارجی بودند؛ و بلژیک، سوئیس، هلند و لوکزامبورگ همگی سعی داشتند باقی بمانند تا از هر کشوری ناخشنود شوند. در این شرایط، برای هر ائتلاف قدرتمند و چند ملیتی که ممکن بود در برابر نیروی دریایی آلمان قبل از 1939 مقاومت کند، تقریبا غیرممکن بود.

در نتیجه تمام این عوامل، ایالات متحده و قدرت های اروپایی در طول دوره میان جنگ عمدتا فلج شدند، که هیتلر را قادر ساخت تا نیروهای نظامی آلمان را تا 1939 بسازد. تا زمانیکه آنها سرانجام متوجه شدند که هیتلر قصد دارد در سلطه تمام اروپا، خیلی دیر برای جلوگیری از جنگ جهانی دوم بود.


منابع:

مقالات ادوارد ماندل خانه (MS 466) 1912-1924. نسخه های خطی و آرشیو، کتابخانه دانشگاه ییل.

Henig، R. 2015. ورسای و بعد از آن، 1919-1933. Routledge

کینز، جی. م. و کینز، JM 2004. پایان آزاد سازی: پیامدهای اقتصادی صلح. امهرست، نیویورک: کتابهای پرومتئوس.

Lyons M. J. 2016. جنگ جهانی دوم: تاریخچه کوتاه. لندن: Routledge.

نایبرگ، م. س. 2017. معاهده ورسای: تاریخ مختصر. انتشارات دانشگاه آکسفورد.

معاهده ورسای


آیا این مقاله را پسندیدید؟


جینی کارهای بسیار مهمی را انجام می دهد که هیچ سازمان دیگری مایل یا قادر به انجام آن نیست. لطفاً با پیوستن به خبرنامه جینی در زیر ، از ما حمایت کنید تا از اخبار و رویدادهای مهم جینی مطلع شوید و دنبال کنید جینی در توییتر.